محمد باقر النجفي
19
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
جاودانند . پس : وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً . « 1 » چون اين سه گروه از آيات را از مجموعهء ديگر جدا كردم ، با تعداد معدودى از آياتى روبرو شدم كه پيامبر صلى الله عليه و آله و مسلمانانش را به قتال دعوت كرده است . اين آيات ، اكثراً حول اين اصل قرآنى است كه چون بىرحمها و ستمگرانِ « سلاح به دست » بخواهند شما را بكشند ، دفاع كنيد ولى از حدّ دفاع تجاوز نكنيد كه اگر چنين كنيد ، از زمرهء تعدّىكنندگان خواهيد بود . در حقيقت دعوت به قتال در چنين آيههايى ، پس از تلاشهاى صلحجويانه عمدتاً براى قبولاندن اصل لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ آن هم با تحمّل و شكيبايى و پس از تلاش براى دعوت جبههء كفر به ترك زور و جهل و قدرتطلبى ، با تحمّل مكرّر غارت اموال مسلمانان ، تهديد آنها و حمله و لشكركشى عليه مردمى كه هيچ گناهى جز ايمان به وحدانيّت الهى نداشتند ، آن هم پس از هجوم خصمانه ، صادر شده است . تشويق چنين آياتى به قتال ، جز دعوت به دفاع نيست . پس : - فَإِنْ قاتَلُوكُمْ ؛ زيرا فَاقْتُلُوهُمْ . « 2 » - وَ قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا . « 3 » موارد و شأن تاريخى نهفته در اين آيات ، مربوط به هنگامى است كه قريشىها به سوى مدينه تاختهاند و مسلمانان راهى نداشتند جز اينكه يا كشته شوند ؛ يا در برابر كشتهنشدن كه توأم با حفظ نام خداوند شده بود ، مقاومت كنند . وقتى آيات را مىخوانيم و در صحنههاى سيره و تاريخ تفحّص مىكنيم ، درمىيابيم كه امر به استقامت براى كشتهنشدن ، فرمان قتال نيست ؛ بلكه تجويز دفاع در برابر هجوم سفّاكان براى كشتن بيگناهان است . طبيعى است كه در اين حال اگر مهاجمان دست از قتل بردارند ، مسلمانان حق ندارند تلاشى كنند كه بر آنان سلطه يابند ؛ يا مرتكب
--> ( 1 ) . آلعمران : 169 ( 2 ) . بقره : 191 ( 3 ) . بقره : 190